تبليغاتX
شاپرک لاجوردی

 

چند وقت قبل این جمله رو یه جایی خوندم:

 " رويايي رو ببين كه مي خواهي ، جايي برو كه دوست

 داري و چيزي باش كه آرزو داري. چون فقط يكبار به دنيا

 مي آيي و بس ! "

 

 اولین حسی که بعد از خوندن این جمله بهم دست داد قدر

 دونستن لحظه لحظه ی زندگیم و لذت بردن از هر لحظه اش

 بود( بدون زیر سوال بردن چیزی و رد کردن خط قرمزها).

 این یه چیز همگانیه که ما گاهی مایوس و درمونده و خسته

 می شیم و از پا می افتیم، اما اینکه این دوره ی رکود تا چه حد

 طول بکشه مهمه، وقتی شکست خوردیم و نا امیدیم بهتره یه

 نگاهی به گذشتمون بندازیم ... یاد لحظه هایی که خوب و لذت

 بخش بودند، یاد موفقیتهایی که کسب کردیم و احساس سبکی

 که اون لحظه ها داشتیم و دلمون می خواست از فرط شادی،

 جیغ بکشیم، به یاد توانایی ها و استعدادهامون بیافتیم، قطعا

 همه ی این یاد آوریها می تونه تلنگری باشه واسه ی یه حرکت

 دوباره... مهم این نیست که در حرکت دوباره ی شما به طرف

 هدفتون چه سرعتی دارید، شما اگه سواره نیستید حداقل دونده

 باشید، اگه دونده هم نیستید ، آروم آروم حرکت کنید،حتی اگه

 شده نیم خیز جلو برید، ولی حرکت کنید!

 می دونم که شکست خوردن سخته، اما مهم اینه که وقتی زمین

 می خوری،مو قع بلند شدن،از زمین چیزی برداری.

 یکجا موندن و به امید رسیدن به هدف و موفقیت یک فکر

 بیهودست...نذارید هیچ چیزی شما رو از مسیری که دارید طی

 می کنید منحرف کنه و مزاحم شما بشه...

 (نمی دونم این جمله ای رو که می خوام بگم درسته یا نه؟! من

 اصلا قصد توضیح شخصیت خودم رو ندارم، چه لزومی داره

 خواننده ها و دوستان من در این دنیای مجازی بدونن که مثلا 

 " ندا " چه اعتقادی یا رفتاری داره، اما اینهایی رو که می گم

 واسه ی اینه که من تجربه شون کردم و برام مفید بودند و

 دوست دارم از تجربه ای که دارم همه ی دوستان بهره ببرند.)

 من همیشه این جمله ی حضرت علی (ع) رو به خاطرم

 سپردم: در به کار بردن حواس پنجگانه خسیس باشید، هر

 چیزی را نبینید و هر صدایی را گوش نکنید و...

 البته عین حدیث را به خاطر ندارم، شخصا مدتهاست که این

 مساله رو رعایت می کنم، چشمم رو از دیدن یکسری از

 صحنه ها و گوشم رو از شنیدن حرفهای بی مورد و

 صداهای مزاحم منع کردم و دریچه ی ذهنم رو به روی

 یکسری افکار بیهوده و وقت گیر بستم. (اینطوری طی کردن

 مسیر زندگی برام راحت تره)

 بیایید: قدر لحظه های زندگی، قدر داشته ها و توانایی ها وحتی

 قدر لحظه های در کنار هم بودن رو بیشتر بدونیم، و واقعا

 درک کنیم که ما فقط یکبار به دنیا میاییم ، نه بیشتر!

 

پ.ن 1:خدایا آنچنان کن که هر جایی که نفرت است من عشق

 باشم، و هر جا که یاس است من امید باشم.

 

پ.ن 2: یادمان باشد که غیر ممکن ، غیر ممکنه.

 

پ.ن 3 : ضمنا لبخند را هیچ گاه فراموش نکنیم.

 

/ دست نوشته ی: ندا /

 

*******************************

 اگر " تبر باران" بگیرد...

 برای علفهای هرز خواهد بود

 نه نهال نو پای امید تو!!!

 مطمئن باش.

 

/ میلاد تهرانی/

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 2:59 توسط ندا |

باز هم خدا هست!

 در زندگی، مواقعی پیش می آید که احساس سر درگمی می کنیم،گویی در دایره ای بسته گیر افتاده ایم و هیچ کس قادرنیست احساس ما را درک کند.انگار زبان ما متفاوت از سایر انسان هاست...

گاهی اوقات حتی مجاز به بیان احساس مان نیستیم و آن قدر تنهاییم که ناخود آگاه از این همه تنهایی قلب مان فشرده می شود و اشک از چشمانمان جاری...

اما بعد از مدتی،وقتی با خودمان خلوت کرده و به روند زندگی مان نگاه می کنیم و لحظات خوشی و نا خوشی را به یاد می آوریم ،برقی در چشمانمان می درخشد و هر یک از ما در می یابیم که:

او که در گذشته ما را از ناخوشی ها رهانید اکنون نیز هست؛او که سختترین تصمیم گیریها را به روش خود بر ما آسان کرد،حالا نیز حضور دارد؛او که بعد از سختی ها و فرا گرفتن آن چه باید می آموختیم لذت شادی را بر قلب و روح مان نشاند اکنون نیز آماده است تا مهرش را نثارمان کند...

پس این همه اندوه و احساس تنهایی برای چه؟

و تازه در می یابیم اندوه مان به این خاطر بود که خود را از او، جدا احساس می کردیم...

معبود من!

دوباره فرصتی دست داد تا ایمانم را بیازمایم،تا تصمیمم را بگیرم و در مسیر عمل با تمام وجود به تو توکل کنم، تا هر کاری را که از دست من بر می آید انجام دهم و بعد با ایمان کامل تسلیم حکم و مشیت تو باشم.

می دانم در هر آن چه برای من اتفاق می افتد، خیر تو حاضر است چرا که تو خالق نیکویی ها هستی.

خدا یا!من آماده دریافت نیکویی ها ی تو هستم، رحمتت را بر من ببار.

خدایا! من آماده روبه رو شدن با شگفتی های دلپذیر زندگی هستم، مرا هدایت کن.

الهی! غم ها و تنهایی هایم را به تو می سپارم و دلی شاد و روحی وسیع و قدرتمند را از تو هدیه می گیرم، مرا لبریز کن...

و همواره این جمله زیبا چه قدر به من آرامش می بخشد:

" اگر تنها ترین تنها باشم، باز هم خدا هست، او جانشین تمام نداشتن های من است..."

 

احمد حلت ( مدیر مسوول و صاحب امتیاز مجله موفقیت)

***********************************************

 

اینگونه اتفاق افتاد،

در میان جمعی ناهمگون

از مسیر دو نگاه لرزان و گریزان

به آغوش تو پرتاب شدم

و دیدم هزار سال است تو را می شناسم

و ناباورانه پرسیدم

مطمئنی که تو را قبلا نمی شناختم؟

و شنیدم

مطمئنی که مرا نمی شناختی؟!

 

پ.ن : من می دانم، تو در راهی و به زودی می آیی!این رویای من و فکر من است که خلق می کند و من اینگونه می خواهم و این گونه خواهد شد.ولی پیش از آن که من رویای تو را تجسم کنم، قبل از تصور من بوده ای و جایی بعد از تصور من اتفاق افتاده ای.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:53 توسط ندا |

قدرتمند ترین نیروهای انسان نامریی اند، مثل: عشق، اندیشه، آرزو،

 

ایمان و... ولی آثارشان دیدنی است.  

                                                                  " کوپ مایر "                                             

 

به خوشرویی، شیطنت و سرزندگی اهمیت بده، تو انسان زنده ای هستی!

 

                                                                 " آنتونی رابینز "

 

دو روز در هفته است که من هرگز نگران آنها نیستم، امروز و فردا.

 

                                                                " رابرت جونز بوردت "

 

دستانی که کمک رسانند، مقدس تر از لب هایی هستند که عبادت می کنند.

 

                                                                " حضرت علی (ع) "

 

ستودن بیش از شایستگی ، چاپلوسی است.

                                                                " حضرت علی (ع) "

 

ثروت تو اگر برای تو نباشد، تو برای آن خواهی بود، قبل از این که آن

 

تو را بخورد، تو آن را بخور.                           " امام حسین (ع) "

 

 

*******                *******                 *******

              *******                 *******

 

می پرسم : " چه کار می کنی؟ "

 می گویی: " به آینده فکر می کنم!"

 می پرسم " آینده؟ "

 می گویی:

 " آ : آری، کاش

 ی: یکبار

 ن: نشانم بدهی

 د: دوستم داری

 ه: همین!!!"

.

.

.

.

.

چند ریال

 چند دلار

 بگو چه قدر بیشتر؟

 سکوت نکن!

 بگو عشق او ، چه قدر بیشتر از من

 ارزش داشت؟!!!

 

/ میلاد تهرانی/

پ.ن: دارم در خیابان راه می روم. در خیابان که نه، در خلا یا خلسه ای ناخوشایند. این روزهای

بی تو بودن ، تمام انرژی مرا از من گرفته اند.......

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 11:44 توسط ندا |

تو

تو همیشه در یاد منی

آسمان به آسمان، کوچه به کوچه

رویا به رویا،

هر جایی که می نگرم با منی.

اما...

دلم برایت تنگ می شود!!!

 

/میلاد تهرانی/

**************************

سلام به همه ی دوستان عزیزم:

اول از همه میلاد حضرت مهدی بر همه مبارک.

ممنونم که با کامنتهاتون چه خصوصی و چه عمومی من رو یاری کردید، مخصوصا در مورد پست قبلی...

من یه مدتی نبودم، تازه اومدم، وضعیت روحیم هم خوبه... نیاز بود یه مدتی خوب فکر کنم، تصمیمات جدی گرفتم (البته با همراهی خانواده)...

بعضی هاش نیاز به تلاش و کوشش خودم داره و بعضی هاش بستگی به تقدیر و سرنوشت و خواست خدا، که من بهش اعتقاد دارم...و این در مورد زندگی همه ی آدمها صدق می کنه...

هر کجا هستید شاد و تندرست باشید.

پ.ن: من مطمئنم یکی از همین روزهای خدا ٫فاصاله هزار شالیزاری بین من و تو ٫ می شود یک شالیزار. من قدم می گذارم در هوای سبز و می ایستم رو به روی لبخند همیشه مهربانت و می گویم: امروز ۳۰۰سال پیش از ۱۳۸۷ است... و من و تو ٫در یک غروب ساده و بارانی ...بی دغدغه ترافیک و...عاشق هم می شویم٫زیبای زیبا!!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 10:50 توسط ندا |

 

 

 

سلام:

قرار بود قسمت دوم " باورهایم و تجربیاتم در زندگی " را آپ کنم. اما...

فعلا حوصله اش رو ندارم... این روزها ذهنم از چیزهای بیخود پر شده شاید بهتره یکسری چیزها رو از ذهنم پاک کنم و بعد از یک ریفرش حسابی دوباره برگردم به همون ندای سابق ....این روزها رو اصلا دوست ندارم گشتن با دوستان نقاب دار و یا دوستان افسوس خور ذهنم رو آشفته کرد....همیشه در تعجبم که چه چیزی در زندگی و رفتارم وجود داره که باعث می شه تا اونها در مقابل من اینطور رفتار کنند...من می خوام اونها خودشون باشند با هر کمبود و یا نقصی اما متاسفانه اونها طور دیگه ای برداشت می کنند... چی می شد اونها عوض این رفتارها با خودشون صادق می شدند و کمبودهای شخصیتی شون رو پیدا می کردند؟اینطوری هم خودشون با خودشون صادق  و روراست بودن و هم دیگران با اونها... 

نمی دونم چرا اطرافیان به زندگی معمولی من همیشه غبطه می خورند...شاید واسه ی اینه که من دوست ندارم غم ها و غصه هامو واسه شون بگم و اونها همیشه فکر می کنن من هیچ چیزیم نیست...اونها نمی دونند پشت این چهره ی همیشه خندان چه ندایی پنهانه... البته غم و غصه ی آنچنانی هم ندارم اما شاید در انزوا بودن بر این مشکل دامن زده....چه میشه کرد باید مدتی بگردم و پازلهایی رو که از وجودم جداشده رو پیدا کنم... امیدوارم موفق بشم

 

واژه های خیس

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب می بارد....

و اینک باران

بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند

.

.

.

.

.

.

و چشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

 

پ.ن:  تو کجایی؟؟؟ در گستره ی بی مرز این جهان کجایی؟... نه نامت می دانم ..نه صدایت شنیده ام...و نه دیده ام رخسارت را... رخساری که همیشه آرزومند دیدارش بودم و هستم و نمی دانم که تا کی توان دارم که بایستم ...اما خوب می دانم که همکنون دیگر قادر به ایستادن نیستم... بیا بیا که دیگر مجالی نیست... ندا همچنان منتظر است...

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 19:45 توسط ندا |

 

     شبانه:

 

شانه ات مجابم می کند

 

در بستری که عشق

                            تشنگی ست

 

زلال شا نه هایت

 

همچنانم عطش می دهد.

 

در بستری که عشق

                           مجابش کرده است.

                                              « احمد شاملو»

 ××××××××××××××××××××××××××

                                           

 

  باورها و تجربیات من ( 1 ) :

 

 مواردی را که ذکر می کنم مهمترین باورها و تجربیاتی است که

 

 من تا کنون از زندگی کسب کردم ،البته  می دانم که همه ی شما هم

 

  تجربیات ارزشمندی را در زندگیتان کسب کردید، خوشحال می

 

  شوم از آنها برای من هم بگوئید.

 

1-    مشخص کردن خط قرمزها در ارتباط با اطرافیان:              

 

  حریم شخصیتان را که علاقه ای  ندارید  اطرافیان ،دوستان و

 

  همکارانتان در آن وارد شوند را با رفتاری احترام آمیز به آنها

 

  تفهیم کنید.

 

2-    ببخش و رها کن: در زندگی ممکن است از خیلی ها بدی

 

ببینید، در این مواقع حتی اگر از دست آنها خیلی دلگیر هستید

 

 بهتراست که آنها را در ذهنتان ببخشید و رها کنید. این

 

بهترین راه برای آسودگی ذهنتان است.

 

3-    قانون جذب: " شما همان چیزی هستید که قبلا به آن فکر         

 

می کردید "

        

        بله ، درست است، در قانون جذب که در کل جهان و کائنات

       

       وجود دارد ، به هر آنچه فکر کنید، چه خوب و چه بد ، یک

        

       روز قطعا به آن می رسید.

   

      4 - گریه کنید: اما تا حدی که در اشکهایتان غرق نشوید، گریه

      

       مختص زنان  نیست، من این باور غلط را قبول ندارم که  

      

       بزرگترها  به پسرهایشان می گویند: گریه نکن! مرد که گریه

     

       نمی کنه!

      

       گریه ، نوعی تخلیه روحی و روانی است و انسان را سبک

     

       می کند و فشارهای روحی را تا حد زیادی کم می کند، اشک

      

       ریختن  مرد و زن ندارد.

 

      5-عبادت کردن: عبادت و راز و نیاز با پروردگاربه روح                    

 

 آرامشی می دهد که هیچ چیز در دنیا نمی تواند این آرامش رو

 

 بوجود آورد.

 

 در جایی خواندم که ما باید شکرگذار خداوند باشیم که نعمت

 

 عبادت و راز و نیاز را به ما انسانها داده است.

 

6- بیماری و سلامتی : جسم بیمار ، روح بزرگ و قدرتمند را

 

 نمی تواند شکست دهد ، ولی روح بیمار و مریض، جسم سالم

 

 را شکست می دهد و در هم متلاشی می کند.

 

/ دست نوشته ی : ندا /

 

 قسمت دوم ، در پست بعدی...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 15:16 توسط ندا |

 

با من پایکوبی کن.                                  

 

دستم را بگیر                                                                      

 

من تو را برای شروعی تازه آماده خواهم کرد      

 

بیا به هم قول بدهیم.                                                    

 

بگذار تو را دوست بدارم ،                           

 

از صمیم قلب                                                                

 

عزیزم به من اعتماد کن همان طوری که من به تو اعتماد

 

دارم                                                                                                    

 

من از آغاز اعتماد کردم ،

 

و هر روز و همه روز، من باز هم به تو می گویم که،

 

تنها از عشق حرف بزن از عشق،از عشق،از عشق      

 

این تمام رویای من است، بیا از عشق بگوییم

 

این به تو بستگی دارد،                      

 

که بتوانی به آرزوهایت برسی                           

 

چشمهایم را نظاره کن راهی در آن وجود دارد

 

رویاهایت را دور نیانداز،                                                       

 

تو هرگز نمی بازی،                                    

 

عشق را زنده نگهدار    

 

عزیزم آنگاه عشق ما عمری جاودانه خواهد داشت

 

با من پایکوبی کن، من نزدیک به تو خواهم بود

 

ما می توانیم سفری بی بازگشت به بهشت را داشته باشیم

 

چیزهای زیادی هست که می توانم به تو تقدیم کنم

 

من به تو تمامی قلبم را خواهم بخشید

 

ما می توانیم برای همیشه با هم باشیم ،

 

و هرگز از هم جدا نشویم،

 

من همیشه و هر روز می خواهم این را به تو بگویم.

 

 let us talk about love lyrics                

 

 

      Let me rock you,let me roll you

 

take my hand                                 

 

i will take you to a new start          

 

 

 

calling the promised land               

 

whit all my heart                            

 

trust me baby , like I trust you       

 

I did it from the start                      

 

and each and every day                  

 

     l am gonna always say                   

                        

let us talk about love,love,love,love 

 

that is all I am dreaming of              

 

let us talk about love                       

 

it is up to you                                 

 

to make your dreams com true        

 

look in my eyes , there is a way       

 

don t throw your dreams a way        

 

you will never lose                          

 

keep love alive                               

 

babe, then our love survive             

 

let me rock you, let me roll you       

 

I will close to you                           

 

We can have a one away trip to       

 

Paradise for two                             

 

There is so much                             

 

I can give you                                

 

I will give all my heart                     

 

We can always be together                 

 

And never break apart                     

 

And each and every day I am           

 

Gonna always say.                            

 

ترانه " بیا از عشق بگوئیم " از گروه " مادرن تکینگ "

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 10:41 توسط ندا |


در ميان من و تو فاصله هاست .

گاه مي انديشم ،

- مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري !

تو توانايي بخشش داري .

دستاي تو توانايي آن را دارد ؛

- كه مرا،

زندگاني بخشد .

چشمهاي تو به من مي بخشد

شور عشق و مستي

و تو چون مصرع شعري زيبا،

سطر برجسته اي از زندگاني من هستي.

من در آيينه رخ خود ديدم

وبه تو حق دادم.

آه مي بينم، مي بينم

تو به اندازه تنهايي من خوشبختي

من به اندازه زيبايي تو غمگينم




بي تو در مي يابم،

چون چناران كهن

از درون تلخي واريزم را.

....

Home
Email
Night Skin